نادین استیر: اگر یک بار دیگر به دنیا می آمدم در بهار با پای برهنه زودتر به راه می افتادم و در خزان با همان پا ها دیرتر بر می گشتم و در پی رقص بیشتری می رفتم شنگولتر اسب سواری می کردم و داوودی های بیشتری می چیدم                        

 

سری راما کریشنا:اندیشه یوگی زیر فرمان خودش است، نه آنکه او زیر دست اندیشه هایش باشد.

سری رامانا ماهاریشی:خویشکاری شما آن است که باشید،نه آنکه این یا آن باشید.

مهر بابا:ویژگی ((من)) آن است که همهُ چیز های نا ارزشمند را ارزشمند، و همه چیزهای ارزشمند را نا ارزشمند بنماید.

 

میلارپا:همگیه دنباله جویی های دنیوی پایانی ناگزیر و دوری ناپذیر دارند که همانا اندوه است:

به دست آوردنها به پراکندگی می انجامد؛ساختمانها به ویرانی؛دیدارها به جدایی؛و زاییده شدنها به مرگ.

شونریو سوزوکی:هنگامی که ذن انجام می دهید،تنها ذن انجام دهید.اگر روشن شدگی آمد،تنها،آمده.

 

ساراها:در گردشهایم از پرستشگاها و زیارت گاههای بسیاری دیدن کرده ام.اما پرستشکده ای نیافتم که چون بدن و درون خودم فرخنده حالتر باشد.

 

راه چوانگ تزو:

مردی که در او تائو بی هیچ راه بندی روان است

با شیفتگی های خویش سرگرم نیست

و آنان را که چنین سرگرمی ای دارندرا، خوار نمی شمرد

او برای پول در آوردن جان نمی کند،

و نداری را هم ستایش نمی کند.

او به راه خویش می رود، بی آ نکه بر دیگران پشت بدارد.

و بر خود نمی بالد که تنها می رود.

در حالی که تودۀ مردم را دنبال نمی کند،

بر کسانی هم که چنین می کنند، خرده نمی گیرند.

جاه و پاداش بر دلش چنگی نمی زند،

و خوارشدگی و رسوایی از راهش به در نمی برند.

او همواره در پی آن نیست که درست و نادرست را ببیند

و آری یا نه را بگزیند.

 

دمه پده:همه آنچه هستیم پی آمد پندارهای ماست

 

گامپریا:هر جا وابستگی هست پیوستن به آن بدبختی به بار می آورد

 

لیمون دیل:انسان هوشمندی که به هوشمندیش می نازد به زندانی می ماند که از بزرگی زندانش

می بالد

 

چو گیام ترونگ پا:روی هم رفته می توان گفت که ویژگی دنیای آدمی گیر کردن در یک تودهء فشرده و در هم اندیشه های پراکنده است

 

شونریو سوزیکی:ذهن شما که آزاد باشد همیشه برای هر چیزی آماده است و همه چیز را به گشادگی می پذیرد. در ذهن یک تازه کار امکانات بسیاری هست اما در ذهن استاد کار شدنی ها اندکند.

 

شونریو سوزوکی:دو سویه اندیشی های خویش را که فراموش کردید همه چیز آموزگارتان می شود و هر چیزی می تواند مایهء ستایش باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/06/08ساعت 20:4  توسط پرانا |